تبليغاتX
دهلیزه پاره پاره -

دهلیزه پاره پاره

نوشت عاشق شدن فرصتی ِ برای لمس بی قراری ها ...برای درك جنون ..! برای آميختن به رازها

وامشب برايم همانند شب های عشقم نيست . با آنکه تقويم همان روز ها را نشان می دهد وامشب شايد شب آخر باشد وشايد شب اول .شايد برايم يک شروع است برايم يک شروع است وشايد يک پايان ؛ يا طلوع است ويا غروب .

نمی دانم

هرچه هست مرا امشب به ياد روزگار عشقم می آورد به ياد اشکهايم ولبخند هايم وامشببا اينکه همانند شب های عشقم است .اما شايد برای هميشه عشقم را ازدستم بگيرد. چرا که او فرا با کاروان عشقی ديگر به حرکت در می آيدو می رود واز من دور می شود .خدايا او را از من نگير. من تنها می شوم . به او برسان صدايم را که فرياد می زند با م بمان .به او برسان صدای قلبم را که فرياد می کند دوستت دارم .

                                                       آری دو ستت دارم بيا بيا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 20:18  توسط آروین  |